
|
نوع اسکناس |
رو |
پشت |
|
200 ریال |
مرقد امام رضا |
آرامگاه ابن سینا |
|
500 ریال |
مرقد امام رضا |
نقش جام مارلیک |
|
1000 ریال |
مرقد امام رضا و شیر بالدار |
آرامگاه حافظ و شیر بالدار |
|
5000 ریال |
مرقد امام رضا |
پالایشگاه تهران |
|
10000ریال |
مرقد امام رضا |
مجلس شورای ملّی |
|
100 ریال |
آیت الله مدرّس |
مجلس شورای اسلامی |
|
5000 ریال |
تظاهرات مردمی |
حرم حضرت معصومه |
|
10000 ریال |
تظاهرات مردمی |
مرقد امام رضا (ع) |
|
200 ریال |
مسجد جامع یزد |
جهاد سازندگی |
|
500 ریال |
نماز جمعه |
سر در دانشگاه تهران |
|
2000 ریال |
فتح خرمشهر |
کعبه |
|
1000 ریال |
مدرسه فیضیّۀ قم |
قبّه الخضرا |
|
5000 ریال |
تصویر امام خمینی |
نقش گل و بلبل |
|
10000 ریال |
تصویر امام خمینی |
قلّۀ دماوند |
|
20000 ریال |
تصویر امام خمینی |
میدان نقش جهان |
|
50000 ریال |
تصویر امام خمینی |
نقشۀ ایران با آرم انرژی هسته ای در میانۀ آن و نوشتۀ «دانش اگر در ثریّا باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت» پیامبر اعظم (ص) |
چنانکه در این جدول مشاهده می شود، تنها در سه مورد (دو بار نقش شیر بالدار و یک بار هم نقش جام مارلیک) استفاده شده است که در مورد شیر بالدار دارای نقشی فرعی است و در کنار نقش اصلیِ مرقد امام رضا و آرامگاه حافظ قرار گرفته است. همچنین لازم به ذکر است که این دو اسکناس (500 و 1000 ریالی) اسکناسهایی هستند که در سالهای اوّلیۀ انقلاب، در زمانی که هنوز مبارزه با عناصر ملّی شدّت نیافته بود، انتشار یافته اند و بنابراین در سالهای دیگر چنین نقشهایی بر روی اسکناسها به چشم نمی خورند. در عوض از نمادهای اسلامی و انقلابی بر روی تمبرها و اسکناسها به وفور استفاده شده است که البتۀ نمی توان از اهمیّت وحدت بخشی آنها صرف نظر کرد.
از جمله نمادهای اسلامی و انقلابی ای که بعد از انقلاب اسلامی احیا یا ابداع شدند عبارتند از لاله و خون به عنوان نماد شهادت و شهادت طلبی؛ سلاح (تفنگ یا شمشیر) نماد مبارزه جویی و جهاد در راه خدا؛ کعبه، محراب، گلدسته، پرچم سبز و گنبد به عنوان نمادهایی نشان دهندۀ اسلام و دینی بودن حکومت یا نهاد مربوط؛ «لا» به معنای نفی سلطه؛ کبوتر سفید و شاخۀ زیتون به عنوان نمادهایی عام و جهانی که در نشانه های موجود در جمهوری اسلامی نیز یافت می شوند؛ کتاب یا قران به معنای برهان قاطع و استدلال مستحکم؛ مشت گره کرده به معنای مبارزه و مقاومت؛ دستانی در هم گره خورده به معنای وحدت؛ انسانهایی دست در دست هم که گاه با رنگهایی متفاوت و گاه به یک رنگ وجود دارند و در برخی تصاویر گرداکرد زمین حلقه زده اند که نشاندهندۀ نهضت جهانی اسلام و توجّه انقلاب اسلامی به حرکتهای اسلامی و اتّحاد آن با دیگر نهضتهای مردمی و رهایی بخش در جهان است. این نمادها به گونه های متفاوت در آرمهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بنیاد شهید انقلاب اسلامی، کمیتۀ انقلاب اسلامی و بعداً نیروی انتظامی، بسیج مستضعفین، صدا و سیمای جمهوری اسلامی، کنفرانس وحدت اسلامی و سایر نهادهای انقلابی بر می خوریم. به عنوان مثال در آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شاهد حضور سلاح (جهاد)، کلمۀ لا (نفی سلطه) در پایین اسلحه، و مشتی که در منتها الیه کلمۀ لا اسلحه را در دست گرفته (مقاومت)، شاخۀ زیتون (صلح طلبی)، نقشی از کرۀ زمین (جهانی بودن حوزۀ فعالیّت) و آیۀ «واعدّوا لهم مااستطعتم من قوّه» (مجهّز شدن و تدارک سلاح دیدن) بر می خوریم. در آرم بنیاد شهید انقلاب اسلامی نشانه هایی مانند لاله وخون (شهادت) و کبوتری که از آن خون که در وسط لاله قرار گرفته است، می نوشد. در آرم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دو «لا» در جهاتی مخالف هم قرار گرفته اند که به معنای نفی سلطۀ شرق و غرب است و از نظام دو قطبی به یادگار مانده است. در آرم کنفرانس وحدت اسلامی نیز دایره ای به نشانۀ جهان دیده می شود که دستهایی در هم گره خورده آن را احاطه کرده اند. در بالای آرم نیز آیۀ «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا» به چشم می خورد. اگرچه این نمادها به صورتی غیر مستقیم ممکن است باعث ایجاد همدلی شوند و وحدت ملّی را تقویت کنند، هیچکدام به صورت مستقیم دربردارندۀ دلالتی در خصوص وحدت ملّی نیستند. دلالتهای مربوط به وحدت اسلامی صراحت و کثرت بیشتری دارند.
در تمبرهای جمهوری اسلامی نیز این مطلب به وضوح مشاهده می شود: در حالی که از مجموع 906 تمبر مربوط به سالهای 1358 تا 1383 تعداد 47 تمبر در قالب موضوعات هفتۀ وحدت، تولّد حضرت مهدی و روز جهانی مستضعفین، حمایت از انتفاضۀ مردم فلسطین، حمایت از مسلمانان بوسنی به صورت مستقیم به موضوع وحدت اسلامی پرداخته اند، حتّی یک تمبر نیز به وحدت ملّی اختصاص نیافته است. البتّه دلالتهای ضمنی و غیر مستقیم وحدت آفرین مانند تمبرهای مربوط به مناسبتهای ملّی مانند پیروزی انقلاب اسلامی، استقرار جمهوری اسلامی، پانزدۀ خرداد، نوروز باستانی، هفتۀ دولت، و نیز تمبرهای مربوط به شخصیّتها تأثیری غیر مستقیم در ایجاد روح وحدت ملّی و غرور ملّی از خود بر جا می گذارند. نکته ای که در مورد این تمبرها توجّه را جلب می کند این است که در تمبرهای مربوط به نوروز، جز دو مورد، از تصویر گل و نیز حیوانات مانند آهو استفاده شده است و به بیان دیگر نوروز نه به عنوان مناسبتی ملّی، بلکه به عنوان تحوّلی در طبیعت در نظر گرفته شده است. در دو مورد در سال 1373 از نماد سبزه همراه با پرچم ایران و تنگ ماهی استفاده شده است. این نوع نگاه به مناسبت نوروز آن را به حادثه ای در طبیعت و حداکثر مناسبتی در مقیاس خانوادگی فرو می کاهد. در این باره در قسمت مربوط به آیینها بیشتر صحبت خواهم کرد.
عنصر دیگری که در کشورها معمولاً به عنوان نماد مورد استفاده قرار می گیرد شخصیّتها، اعم از اسطوره ای و واقعی هستند. قهرمانانی که می توانند به عنوان الگو مورد توجّه قرار گیرند و یاد و خاطرۀ آنها برای مردمان آن کشور غرورآفرین است. این شخصیّتها در تاریخ سیر می کنند و تنها به دوره ای خاص اختصاص ندارند. گاه یکی از این شخصیّتها چنان برجستگی پیدا می کنند که حتّی به صورت نماد ملّی ظهور می یابند. چنین شخصیّتی معمولاً اسطوره ای یا خیالی است. نمونۀ آن میشل آلمانی و عمو سام (دو شخصیّت کمیک مربوط به آلمان و امریکا) و نیز ماریان نماد فرانسه هستند. شکل گرفتن چنین شخصیّتهایی معمولاً به صورت طبیعی صورت می گیرد. دست هنرمندی چنین شخصیّتی را می آفریند و مردمان یک کشور آن را می پذیرند و با آن همدلی پیدا می کنند. چنین شخصیّتی در مورد ایران شکل نگرفته است، ولی در تاریخ ایران بزرگانی وجود داشته و دارند که این نقش را ایفا می کنند. پیامبر اسلام و ائمّۀ اطهار بویژه امام علی و امام حسین (علیهما السلام) از جملۀ بزرگترین این شخصیّتها هستتند که اگر چه ایرانی نیستند، ولی ایرانیان ایشان را به عنوان نماد بزرگی و بزرگواری می شناسند. در کنار این شخصیّتها، شخصیّتهایی ایرانی قرار دارند که برخی دارای ویژگی اسطوره ای هستند، مانند قهرمانان شاهنامه، و برخی دیگر شخصیّتهایی واقعی هستند که در دوره های مختلف تاریخ ایران می توان نمونه هایی از آنها را یافت.
رستم بزرگترین و محبوب ترین قهرمان اسطوره ای تاریخ ایران محسوب می شود که در وجود خود ویژگیهای قدرت، جوانمردی، وفاداری و دیگر خصلتهای نیک را جمع کرده است. قهرمانهای اسطوره ای دیگری مانند سیاوش، بیژن، آرش، کاوه و ... نیز در فرهنگ ایرانی وجود دارند ولی هیچکدام شهرت و محبوبیت رستم را ندارند.
شخصیّتهای تاریخی ایران، اعم از شاعران، نویسندگان، دانشمندان، عالمان دینی و عرفا، ورزشکاران، و مانند اینها بخش دیگری از این نمادها را تشکیل می دهند. این نمادها که حول محور شخصیّتها شکل گرفته اند به شکلهای خاصّی بروز می یابند. شخصیّتهای اسطوره ای بیشتر در داستانها و فرهنگ شفاهی مردم ظهور می یابند. فرهنگ شفاهی در ایران از اهمیّت زیادی برخوردار است و بی دلیل نیست که سنّت نقّالی یا شاهنامه خوانی در گذشتۀ ایران اهمیّت داشته است. بسیاری از مردم که حتّی خواندن و نوشتن نمی دانستند از طریق نقّالی های قهوه خانه ای با داستانهای شاهنامه آشنا می شدند. نقّاشی های قهوه خانه ای نیز مجال دیگری برای ظهور و بروز شخصیّتهای اسطوره ای و همچنین برخی از شخصیّتهای دینی مانند امام حسین و حادثۀ عاشورا و قیام مختار در خون خواهی امام حسین (ع) است.
مجسّمه سازی در ایران و سایر کشورهای اسلامی دارای ویژگی خاص خویش است. دین اسلام از آنجایی که در مقابل بت پرستی ظهور کرد، فقیهان مسلمان همواره هنر مجسّمه سازی را مردود شمرده اند و بسیاری از آنها ساخت هر گونه مجسّمه را حرام می دانند.[3] این امر باعث شده است که تصاویر شخصیّتها چندان به شکل مجسّمه ظهور نیابد. اگرچه پیش از انقلاب اسلامی مجسّمه هایی از خاندان پهلوی و همچنین بزرگانی مانند فردوسی، و نیز مجسبمه هایی انتزاعی و غیر شخصی در میدانها نصب می شد، پس از پیروزی انقلاب، مجسّمه های مربوط به خاندان پهلوی به طور کلّی حذف شدند و برخی از مجسّمه ها مانند مجسّمۀ فردوسی در میدان فردوسی تهران، مجسّمۀ نبرد با اژدها در میدان حرّ، مجسّمه های انتزاعی در باغ موزۀ هنرهای معاصر و ... باقی ماندند. نام تمامی شاهان گذشته تاریخ ایران نیز از تمامی خیابانها حذف شد و تنها دو پادشاه (کریم خان زند و نادرشاه افشار) توانستند جایگاه خود را حفظ کنند. نام کریم خان بر خیابانی در تهران و باقی ماند و مقبرۀ نادرشاه به همراه مجسّمۀ وی که سوار بر اسب است، محفوظ ماند. باقی ماندن کریم خان و مستثنی شدن وی از جمع شاهان گذشته به دلیل اشتهار وی به ساده زیستی و لقب مشهور وی به عنوان وکیل الرّعایاست. نادر شاه کمی عجیب تر به نظر می رسد. با اینکه وی سیاستی متفاوت از صفویه داشت و تشیّع را محدود کرد، هنوز مجسّمۀ وی پابرجاست، خیابانی در مشهد به نام اوست و مقبرۀ وی در جریان انقلاب پابرجا مانده است.
به هر حال پس از انقلاب اسلامی تا سالها مجسّمۀ جدیدی ساخته نشد. علاوه بر جنبۀ فقهی آن که علّت مهمّی محسوب می شود، شاید سعی مقامات جمهوری اسلامی برای اجتناب از کیش شخصیّت و شخصیّت گرایی نیز در این میان نقش زیادی در این امر داشته باشد. از اواسط دهۀ 1360 هجری شمسی بتدریج برخی مجسّمه ها با موضوعاتی انتزاعی و بدون آنکه نمایانگر شخصی واقعی باشند در برخی میادین و پارکها نصب شدند. نمونه ای از آنها مجسّمۀ نماد مادر در میدان محسنی میرداماد و مجسّمۀ مربوط به مبارزات مردم فلسطین در میدان فلسطین هستند. به دنبال این امر زمینه برای ساخت مجسّمه های بزرگان و شخصیّتهای گذشتۀ ایران فراهم آمد که از جمله می توان به مجسّمۀ ابوریحان بیرونی در پارک لاله، مجسّمه های بزرگان ادب و هنر ایران مانند سعدی، حافظ، وحشی بافقی، نیما یوشیج، کمال الملک، و ... در پارک ملّت و نیز مجسّمۀ شهید مدرّس در میدان بهارستان اشاره کرد. در سالهای اخیر مجسّمه سازی و نصب آنها در میادین و بویژه پارکها شتاب بیشتری یافته است. استفاده از «بزهای مش اسماعیل» در پارکهایی مانند جمشیدیّه، مجسّمه هایی با ارزش هنری پایین در پارکهای کوچک تهران که عمدتاً غیر شخصی هستند، از جملۀ آنهاست. در سال 1385 مجسمه بدون عنوان آلن واترز ، هنرمند مجسمه ساز انگلیسی در باغ موزه هنر ایرانی و مجسمه محمد ذبیح الله زاده با عنوان گردونه مهر در پارک نیاوران تهران نصب شدند. و در سال 1386 از سوی سمپوزیوم بین المللی مجسّمه سازی تهران، مجسمه ساختۀ همایون ثابتی مطلق با نام رویش گلها در باد در پارک ملت تهران نصب شد.[4]
لازم به ذکر است که از دوران گذشته به دلیل محدودیتی که در ساخت و نصب مجسّمه به دلایل دینی وجود داشت، مراقد بزرگان دینی، ائمّه، امامزاده ها، و عرفا به صورت نمادی دینی در شهرها و روستاها وجود داشته است. بنا به گفتۀ رئیس سازمان اوقاف کشورحدود هشت هزار امامزاده در کشور وجود دارد.[5] گنبدها و گلدسته های این مراقد همان وظیفۀ مجسّمه ها را در جاهای دیگر ایفا می کرد و نمادی برای اسلام محسوب می شد. این امر تا حدودی باعث گرایش به بزرگداشت درگذشتگان و غفلت از زندگان شده است. به عنوان مثال در میان 906 تمبر بررسی شده، به جز تمبرهایی که در زمان حیات امام خمینی با تصویر ایشان منتشر شد، تنها یک تمبر با تصویری از شخصی در قید حیات انتشار یافته است، و آن هم تمبری است که در سال 1382 به یاد حسین رضازاده منتشر شده است.
نامهای خیابانها و اماکن عمومی از دیگر مکانهای بروز نمادهای شخصی است. این نامگذاری پس از انقلاب اسلامی بویژه در مورد شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به وفور دیده می شود. این امر اگرچه تقویت کنندۀ همبستگی ملّی و یادآور خاطرۀ مبارزات انقلاب و جنگ تحمیلی هشت ساله ای است که تمامی ملّت ایران در آن مشارکت جستند و دشمن کافر ایران را از وطن عزیز به بیرون راندند و جوانان خود را تقدیم اسلام و این مرز و بوم کردند، تکرار زیاد و یکنواختی نام خیابانها و کوچه ها می تواند به نوعی ضدّ تبلیغ بیانجامد. مناسب ترین شیوه در این خصوص برپایی مجسّمه ها و بناهای یادبودی به یاد شهداست که در تمامی شهرها می تواند یادآور خاطرۀ شهیدان باشد و نام تمامی شهیدان آن شهر نیز در آنجا ثبت شود و در معرض دید عموم قرار گیرد.
یکی دیگر از نمادها، نماد موسیقایی یا سرود ملّی است که به همراه پرچم و نماد خاص، نمادهای سه گانۀ هر کشور را تشکیل می دهند. سرود جمهوری اسلامی ایران ابتدا سرود زیر بود که شعر آن را ابوالقاسم حالت سروده است:
شد جمهوری اسلامی به پا
که هم دین دهد هم دنیا به ما
یاریگر ما دست خداست
ما را در این نبرد او رهنماست
از انقلاب ایران دگر
کاخ ستم گشته زیر و زبر
تصویر آیندۀ ما، نقش مراد ماست
شور سلحشوری ما، ایمان و اتّحاد ماست
شام سیاه بختی گذشت
خورشید بخت ما تابنده گشت
در صحنۀ قران جاودان
پاینده باد نام ایران
این سرود در سال 1371 تغییر یافت و سرود زیر ،که توسّط جمعی از شعرا سروده شده است، جای آن را گرفت:
سر زد از افق
مهر خاوران
فروغ دیدۀ حق باوران
بهمن فرّ ایمان ماست
پیامت ای امام
استقلال آزادی، نقش جان ماست
شهیدان پیچیده در گوش فلک فریادتان
پاینده مانی و جاودان
جمهوری اسلامی ایران
البتّه لازم به ذکر است که از سال 1367 در پایان جنگ تحمیلی بار دیگر سرود مشهور ای ایران ای مرز پرگهر (شعر گل گلاب که مشهور ترین نسخۀ آن با صدای غلامحسین بنان است) از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و هم اکنون نیز در مناسبتهای مختلف پخش می شود.
در این دو سرود جمهوری اسلامی نوعی تناسب از حیث پرداختن به عناصر ملّی و دینی یافت می شود. در سرود نخست، در کنار واژگانی مانند اسلامی، خدا، دین، ایمان، اصطلاح جمهوری اسلامی، ایران، اتّحاد، شور سلحشوری نیز وجود دارد که برانگیزانندۀ همبستگی ملّی است. در سرود دوّم این تناسب بیشتر خصلت ایرانی پیدا کرده است. در این سرود در کنار اصطلاحات حقّ باوران، ایمان، اسلامی، شهیدان، از مهر خاوران برای اشاره به انقلاب اسلامی ایران استفاده شده است. از بهمن، ماه پیروزی انقلاب به عنوان فرّ ایمان یاد شده است. شعارهای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که شعارهای انقلاب اسلامی بود آمده است . در بیت آخر برای جمهوری اسلامی آرزوی پایندگی و جاودانگی کرده است. نکتۀ جالب در مورد هر دوی این سرودها این است که پایان آنها با نام ایران است که در مناسبات عمومی با کف زدن حضّار به دنبال آن همراه می شود.
در مجموع می توان گفت که نمادها در ایران پس از انقلاب کمتر ایرانی بوده اند و بیشتر به ابعاد اسلامی و همبستگی اسلامی مبتنی بر مفهوم امّت توجّه شده است. هر چه از سالهای نخست انقلاب فاصله می گیریم میزان توجّه به ابعاد ایرانی افزایش می یابد ولی هنوز هم نیازمند توجّه بیشتری است.
ب. آیینها
مقولۀ دیگری که در این مقاله بدان می پردازیم، آیینها هستند. آیینها نیز همانند نمادها به دو دستۀ کلّیِ آیینها برجای مانده از دورۀ قبل از انقلاب و آیینهای ابداعی بعد از انقلاب تقسیم می شوند. آیینهای برجای مانده از قبل از انقلاب آیینهای دینی و غیر دینی را در برمی گیرند: آیینهایی مانند نوروز، چهارشنبه سوری، سیزده به در، جشن مهرگان، جشن سده (که دو مورد اخیر تا حدودی منسوخ شده است)، مراسم شب یلدا، اعیاد فطر، قربان، غدیر، عاشورا و تاسوعا، نماز جمعه و... آیینهایی هستند که از قبل از انقلاب بر جای مانده اند. وجود هر کدام از این آیینها به نوعی تقویت کنندۀ همبستگی و هویّت ایرانی و یا ایرانی- اسلامی است. نوروز عید باستانی ملّت ایران از اعیادی است که در تمامی سرزمینهایی که زمانی قلمروی ایران بودند رواج دارد. در ایران کنونی این مراسم بیشتر به صورت خانوادگی برگزار می شود و دربردارندۀ گرد هم آمدن خانواده و گاه خویشاوندان نزدیک و دور و عید دیدنی، نشستن بر سر سفرۀ هفت سین در زمان تحویل سال و امثال اینهاست. این مراسم در برخی از کشورهای حوزۀ تمدّن ایرانی از جمله تاجیکستان به صورت عمومی و کارناوالی برگزار می شود. در این مراسم مردم در خیابانها سبزه و نان و پرچمهای سه رنگ سبز و سفید و قرمز را حمل می کنند و به نشانه کشاورزی و خیر و برکت به نمایش بذر افشانی می پردازند.
شکلی تعدیل یافته از این مراسم که با فرهنگ اسلامی مردم ایران سازگار باشد می تواند این مراسم را از سطح خانواده به سطح اجتماع ارتقا بخشد و تقویت کنندۀ هویّت ملّی باشد. طی سالهای اخیر تلاشهایی در این خصوص صورت گرفته و با توجّه به ارزشهای انقلابی در برخی از شهرستانها مراسمی در روز عید نوروز در جوار شهدا برگزار می شود که در نوع خود ارزشمند است.
سایر مراسم ایرانی نیز کم و بیش تا تحوّلات طبیعی و تغییر آب و هوا در ارتباطند و در عین حال دارای فرهنگ و حال و هوای ایرانیند. به عنوان مثال جشن مهرگان با فرارسیدن پاییز برگزار می شود و شب یلدا (بزرگترین شب سال) پیام آور فصل زمستان است.
محرّم و مراسم عزاداری در ده روز نخست این ماه بویژه تاسوعا و عاشورا، و نیز اربعین شهادت امام حسین (ع) با توجّه به اعتقاد شیعی مردم ایران نقش مهمّی در تقویت هویت ملّی حدّاقل در میان شیعیان مناطق مختلف ایران دارد، و اگرچه دایرۀ فراگیری آن کامل نیست، اکثریت قریب به اتّفاق مردم بدان معتقد و پای بندند. انتخاب نوحه ها و مراثی مناسب و عاری از دروغ و خرافات، بویژه نوحه هایی دو زبانه یا سه زبانه به زبانهای فارسی، ترکی و عربی پیوند میان معتقدان به امام حسین (ع) را تقویت می کند. در مورد سایر اعیاد اسلامی نیز این امر صدق می کند.
ابتکار ارزشمند تعیین فاصلۀ میان دوازدۀ ربیع الاوّل و هفدهم ربیع الاوّل (موارد اختلافی شیعه و سنّی در خصوص میلاد رسول اکرم ص) و مراسم و برنامه هایی که در این هفته برگزار می شود، مکمّل عاشورا و سایر برنامه های خاص شیعیان است و جمعیّت سنّی ایران را نیز، به عنوان مخاطبان خود، دربر می گیرد. با توجّه به هدف وحدت بخشی مراسم هفتۀ وحدت می توان از مراسم این هفته در جهت ایجاد وحدت ملّی نیز بهره گرفته که کمتر مورد توجّه قرار گرفته است و محتوای سخنرانیها و نشانه های مربوط به این هفته (از جمله تمبرهای انتشار یافته در این خصوص) بیشتر بر بُعد اسلامی آن دلالت دارد.
چنانکه پیش از این در قسمت مربوط به نمادها ملاحظه شد، وحدت اسلامی در طی دوران پس از انقلاب بیش از وحدت ملّی مورد توجّه بوده است و این امر باعث بروز خلائی هویتی در ایران و در نتیجۀ آن رشد گرایشهای قومی شده است که نیازمند اهتمام جدّی تری است. تعیین سال 1386 به عنوان سال انسجام ملّی و اتّحاد اسلامی از سوی مقام معظّم رهبری و توجّه به هر دو بُعد اسلامی و ایرانی نشان از نگاهی جدید به این مقوله دارد که نوید بخش اقداماتی جدّی در این خصوص است و امیدواریم در کنار توجّه به ابعاد اسلامی، به توجّهی جدّی و شایان به نمادها و آیینهای ایرانی بیانجامد.
از دیگر آیینهایی که پس از انقلاب اسلامی بنیان نهاده شد و می توان گفت مهمترین این آیینهاست، مراسم دهۀ فجر و بیست و دوّم بهمن است. این مراسم طی ده روز انجام می گیرد و در این روزها ادارات و مراکز دولتی برنامه های خاصّی را برای آشناسازی نیروهای خود با انقلاب اسلامی تدارک می بینند. اوج این مراسم راهپیمایی روز بیست و دوّم بهمن ماه است که بتدریج شکل کارناوالی به خود گرفته است. هر ساله شعارها و پلاکارد نوشته های این مراسم بیان کنندۀ مسائل و چالشهای مهم آن سال است. در تهران مراسم به صورت راهپیمایی از مناطق مختلف آغاز می شود و به میدان آزادی ختم می شود و در این مراسم معمولاً رئیس جمهور به سخنرانی می پردازد و سپس قطعنامۀ راهپیمایی قرائت می شود.
در طی مسیر برنامه های تفریحی برای شرکت کنندگان تدارک دیده شده است که از جملۀ آنها حضور هنرمندان و ورزشکاران محبوب مردم در سکّوهایی خاص و ارتباط آنها با مردم است. ستاد برگزاری مراسم دهۀ فجر پوسترها و پلاکاردهایی را برای این مراسم منتشر می کند که باعث هماهنگی شعارها می شود. ماهیّت کارناوالی این مراسم باعث شده است تا شرکت کنندگان از طیفهای متفاوت باشند و تنها به افراد مذهبی یا دارای گرایشی خاص محدود نمی شود.
نماز جمعه از دیگر آیینهایی است که اگر چه سابقه ای به قدمت اسلام دارد، و در ایران نیز در دوره های مختلف تاریخ بویژه در دورۀ صفویّه، قاجاریه و پهلوی بدان اهتمام شده است، در جمهوری اسلامی گسترشی عام یافته و جمعیّت شرکت کننده در آن از سایر دوره های تاریخ ایران به مراتب بیشتر است.
نماز جمعه در دورۀ صفویّه به امامت صدر که منصبی روحانی وابسته به دولت بود برگزار می شد و در دورۀ پهلوی منصب «امام جمعه» عهده دار برگزاری آن بود. صدر و امام جمعه در دوره های صفویّه، قاجاریّه و پهلوی، مناصبی در مقابل مجتهد بودند. مجتهد شخصیّتی روحانی بدور از قدرت بود و معمولاً در مقابل دربار قرار می گرفت و یا حدّاقل از سیاست دور بود (بیل،21-15). نماز جمعه همواره تربیونی برای بیان دیدگاههای حکومت اسلامی و از کارکردهای آن ایجاد وحدت در میان مردم بوده است. در جمهوری اسلامی نیز از این مراسم به عنوان مراسم عبادی- سیاسی و نماز وحدت آفرین یاد می شود. از زمان انقلاب تاکنون (بهمن سال 1386) بیش از یکهزار و پانصد نماز جمعه در هر جایگاه درکشور برگزار شده است. نماز جمعه تهران یکی از مهمترین محلهای بیان نظرات و دیدگاههای مسئولان نظام و همواره مورد توجّه رسانه های خارجی بوده است.
با وجود این، نماز جمعه را از حیث وحدت از چند جهت می توان مورد بررسی و نقد قرار داد: نخست به محتوای مطالب ایراد شده در خطبه های این نماز مربوط می شود. محتوای خطبه های که در این مقاله مورد تحلیل قرار گرفت، نشان می دهد که وحدت و دعوت مردم بدان، بویژه وحدت اسلامی، در این خطبه ها مورد توجّه زیاد قرار گرفته د است. به عنوان مثال آیت الله موسوی اردبیلی در نماز جمعۀ مورّخ 27/9/1366 تأکید دارد که «ما باید عوامل فکری ضدّ وحدت را از میان برداریم».[6] آیت الله امامی کاشانی خطیب دیگر نماز جمعۀ تهران در نماز جمعۀ مورّخ 24/4/1367 می گوید که «تمامی نیروها باید در کنار هم قرار گیرند، همۀ قلمها و مغزها باید در کنار هم قرار گیرند».[7] ایشان در جایی دیگر می گوید: «اختلاف سلیقه ها را کنار بگذارید. به اشکال تراشی ها توجّه نکنید». آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعۀ مورّخ 13/8/1367 بیان می دارد که «ایران اسلامی خواهان وحدت همۀ مسلمین و تأکید بر مشترکات است».[8] رفسنجانی در جایی دیگر (6/6/1371) بیان می دارد که «بحثهای فرعی، خطّی و اختلافات سلیقه ای از هر نوعش که در کشورما وجود داشته باشد و بخواهد جامعۀ ما را دچار تفرقه یا حدّاقل عدم همدلی کند، اینها به عنوان گناه کبیره است که نباید مرتکب آن بشویم».[9]در این نقل قولها چنانکه ملاحظه می شود، نبود وحدت به عنوان «اختلاف سلیقه»، «اشکال تراشی»، «بحثهای فرعی و خطّی»، و «گناه کبیره ای که نباید مرتکب آن شویم» در نظر گرفته می شود، و در مقابل وحدت وضعیّتی است که در آن باید «همۀ قلمها و مغزها در کنار هم قرار گیرند» و «بر مشترکات تأکید شود». بدین ترتیب آنچه از اختلاف مراد می شود اختلافات جناحی و سیاسی در سطح نیروهای سیاسی است و از آنها خواسته می شود در کنار هم قرار بگیرند. وحدت مورد نظر نه به معنای وحدت در عین کثرت، بلکه وجود فکر مشترک و قلمهایی است که در کنار هم قرار می گیرند. اختلافات سطحی و سلیقه ای قلمداد می شود و طبیعی است هرگاه چنین درکی در خصوص اختلافات وجود داشته باشد، راه حلّ آن نیز در سطح سیاسی جستجو می شود و راه حلّی اجتماعی و ریشه ای برای آن متصوّر نیست. در این سخنان بحثی در خصوص وحدت ملّی وجود ندارد و اختلافات قومی و دعوت به کناره گیری و اجتناب از آنها در جایی بیان نمی شود. در بررسی تعدادی از خطبه های نماز جمعۀ آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز همین مسأله به وضوح به چشم می خورد. درک و برداشت ایشان از وحدت، بیشتر وحدت اسلامی است. البتّه در برخی موارد نیز از مردم به طور عامّ خواسته می شود که «از نفاق بپرهیزند» ، «متّکی بودن انقلاب به مردم» مورد تأکید قرار می گیرد، و امریکا به عنوان عاملی که تلاش دارد «مردم را مأیوس کند و از صحنه خارج سازد» معرّفی می شود.
نکتۀ دیگر به گرایش ائمّۀ حمعه مربوط می شود. اگر قرار است نماز جمعه به پایگاهی برای تقویت وحدت تبدیل شود، باید ائمّۀ جمعه و سخنرانان این مراسم گرایشهای مختلف پذیرفته شده در جمهوری اسلامی را دربرگیرند. در غیر این صورت هر گونه دعوت به وحدت تنها سخنی سطحی و ظاهری خواهد بود و راه به جایی نخواهد برد.
نتیجه گیری
با توجّه به مطالب گفته شده چنین بر می آید که طی سالهای گذشته توجّه زیادی به نمادها و آیینهای تقویت کنندۀ هویت ایرانی مبذول نشده است. ولی شواهد نشان می دهد که گذر زمان اهمیّت این مطلب را بیشتر نشان داده و در سالهای اخیر این توجّه افزایش یافته است. چالشهای هویّتی پیش روی نظام جمهوری اسلامی روز به روز بیشتر خود را نشان می دهند و خرده هویّتهایی که گاه تحت شرایط مستعد نظام را با چالش روبرو می سازند به ما گوشزد می کنند که باید به تقویت هویت ملّی بپردازیم. باید به میراث ایرانی خود اهمیّت دهیمو آن را به هیچ عنوان در تعارض با میراث اسلامی قلمداد نکنیم. باید نمادها، اسطوره ها و آیینها پاک گذشته را احیا کنیم. به تجلیل و تمجید از بزرگان ایرانی بپردازیم. اینک وقت آن رسیده است که این شخصیّتها و بزرگان را برجسته سازیم.تنها به ذکر نامی از انها اکتفا نکنیم. زنگار از روی آنها برگیریم. این دفینه ها را از دل خاک بیرون اورده بدانها ارج نهیم و در عین حال تنها به مرده ها اکتفا نکنیم، بلکه میراثهای زندۀ ایران، بزرگان کنونی را نیز ارج نهیم. این کار چند سالی است به ابتکار صدا و سیما با عنوان چهره های ماندگار در حال اجراست که امیدواریم متوقّف نشود وحبّ و بغضی آن را تیره و تار نسازد تا جوان ایرانی بتواند بزرگانی را در اطراف خود با انگشت نشان دهد و بدانها ببالد.
منابع
Renan. ernest, Qu'est-Cequ'une Nation, trans. Idmae Snyder, Calmann-Levy: Paris, 1882.
Stalin. Joseph. The Nation in Marxism and the National Question, from the Essential Stalin: Major Theoretical Writing 1905- 1952, (ed.) Bruce Franklin, Croom Helm: London, 1973.
Weber. Max. Essays in Sociology, trans and ed. H. H. Gerth and C. Wright Mills, Routledge and Kegan paul: London, 1948.
Deutsch. Karl. Nationalism and Social Communication, 2nd edn., MIT Press, Cambridge Mass, 1966.
Hobsbawm. Eric. The Invention of Tradition, ed. Eric Hobsbawm and Trence Ranger.
بیل، جیمز، سیاست در ایران، منتشر نشده، مترجم: علی مرشدی زاد
--------------------------------------------------------------------------------
[1] برای آشنایی با دیدگاههای موافق و مخالف رجوع شود به: http://www.noandish.com/com.php?id=9229 ، روزنامۀ جمهوری اسلامی، یکشنبه، 10/4/ 1386و http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=4897&p=1
[2] برای مشاهدۀ مجموعۀ تمبرهای انتشار یافته در جمهوری اسلامی ایران به این آدرس مراجعه شود: http://www.parsbit.com
[3] به عنوان مثال آیت الله العظمی سیستانی در این خصوص معتقدند که «ساختن مجسمه انسان و حيوان به احتياط واجب حرام است هرچند ناقص باشد ولى ساختن مجسمه يك جزء بدن مانند سر يا پا اشكال ندارد» . در این خصوص به سایت ایشان مراجعه شود: http://sistani.org آیت الله صانعی معتقدند: مجسمه سازى، براى اهداف عقلايى، حرام نيست و نقاشى و طراحى كه داراى مفسده نباشد و بى عفتى و بى بند و بارى را ترويج نكند، جايز است و منعى ندارد. رجوع شود به: http://www.saanei.org آیت الله خامنه ای نیز در این خصوص معتقدند که ساخت مجسمه و نقاشى و ترسيم موجودات بىروح اشكال ندارد و همچنين نقاشى و ترسيم چهره موجودات ذى روح، اگر بدون برجستگى باشد و يا مجسمه آنها كه به صورت غير كامل باشد، اشكال ندارد، ولى ساخت مجسمه انسان يا ساير حيوانات به صورت كامل اشكال دارد. امّا خريد و فروش و نگهدارى نقاشى و مجسمه جايز است و ارائه آنها در نمايشگاه هم اشكال ندارد. رجوع شود به: http://farsi.khamenei.ir/FA/Treatise/topicDetail.jsp?uid=8&tid=11
[4] جهت اطّلاع بیشتر به این سایت مراجعه شود: http://www.tehransculpture.org/farsi/asp%20for%20home/asp/news.asp
[5] رجوع شود به: www.mehrnews.com/txtNewsView_fa.aspx?t=home&page=11
[6] هزار نکته از هزار جمعه: منتخبی از یک هزار نماز جمعۀ تهران (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1381)، ص 129.
[7] همان، ص 138.
[8] همان، ص 142.
[9] همان، ص200.