تبليغاتX
.: سیاست و جامعه :.
باز باران با ترانه...
پنجشنبه دوازدهم آذر 1388
شعر زیبایی که هم دارای حسی نوستالژیک است و ما را به دوران کودکی و دبستان می برد و هم به صورت کامل ارائه می شود. قبلا هر چه از این شعر دیدیم و شنیدیم ناقص بود. این شعر را همانند شعر آرش سیاوش کسرایی از این جهت هم دوست دارم که امیدبخش هستند. انسان با امید زنده است.

باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه

من به پشت شيشه تنها
ايستاده :
در گذرها
رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم
يک دو سه گنجشک پرگو
باز هر دم
می‌پرند اين سو و آن سو

می‌خورد بر شيشه و در
مشت و سيلی
آسمان امروز ديگر
نيست نيلی

يادم آرد روز باران
گردش يک روز ديرين
خوب و شيرين
توی جنگل‌های گيلان:

کودکی دهساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

از پرنده
از چرنده
از خزنده
بود جنگل گرم و زنده

آسمان آبی چو دريا
يک دو ابر اينجا و آنجا
چون دل من
روز روشن

بوی جنگل تازه و تر
همچو می مستی‌دهنده
بر درختان می‌زدی پر
هر کجا زيبا پرنده

برکه‌ها آرام و آبی
برگ و گل هر جا نمايان
چتر نيلوفر درخشان
آفتابی

سنگ‌ها از آب جسته
از خزه پوشيده تن را
بس وزغ آنجا نشسته
دمبدم در شور و غوغا

رودخانه
با دوصد زيبا ترانه
زير پاهای درختان
چرخ می‌زد ... چرخ می زد همچو مستان

چشمه‌ها چون شيشه‌های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی آنها سنگ ريزه
سرخ و سبز و زرد و آبی

با دوپای کودکانه
می‌پريدم همچو آهو
می دويدم از سر جو
دور می‌گشتم زخانه

می‌پراندم سنگ ريزه
تا دهد بر آب لرزه
بهر چاه و بهر چاله
می‌شکستم کرده خاله

می‌‍‌کشانيدم به پايين
شاخه‌های بيدمشکی
دست من می گشت رنگين
از تمشک سرخ و وحشی

می‌شنيدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی

هرچه می‌ديدم در آنجا
بود دلکش ، بود زيبا
شاد بودم
می‌سرودم :

" روز ! ای روز دلارا !
داده‌ات خورشيد رخشان
اين چنين رخسار زيبا
ورنه بودی زشت و بی جان !

" اين درختان
با همه سبزی و خوبی
گو چه می‌بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان !

" روز ! ای روز دلارا !
گر دلارايی ست، از خورشيد باشد
ای درخت سبز و زيبا
هرچه زيبايی ست از خورشيد باشد ... "

اندک اندک ، رفته رفته ، ابرها گشتند چيره
آسمان گرديده تيره
بسته شد رخساره خورشيد رخشان
ريخت باران ، ريخت باران

جنگل از باد گريزان
چرخ‌ها می زد چو دريا
دانه‌های گرد باران
پهن می‌گشتند هر جا

برق چون شمشير بران
پاره می‌کرد ابرها را
تندر ديوانه غران
مشت می‌زد ابرها را

روی برکه مرغ آبی
از ميانه، از کناره
با شتابی
چرخ می‌زد بی شماره

گيسوی سيمين مه را
شانه می‌زد دست باران
بادها با فوت خوانا
می‌نمودندش پريشان

سبزه در زير درختان
رفته رفته گشت دريا
توی اين دريای جوشان
جنگل وارونه پيدا

بس دلارا بود جنگل
به ! چه زيبا بود جنگل
بس ترانه ، بس فسانه
بس فسانه ، بس ترانه

بس گوارا بود باران
وه! چه زيبا بود باران
می‌شنيدم اندر اين گوهرفشانی
رازهای جاودانی ، پند های آسمانی

" بشنو از من کودک من
پيش چشم مرد فردا
زندگانی - خواه تيره ، خواه روشن -
هست زيبا ، هست زيبا ، هست زيبا ! "
...گلچین گیلانی...
Posted by علی مرشدی زاد @ 10:56 |
یک خاطره
دوشنبه دوم آذر 1388
نزدیکیهای میدان ولی عصر منتظر تاکسی بودم. چقدر در این مسیر تاکسی بد گیر می آید. بالاخره یکی مسیرش به من خورد. سوار تاکسی شدم. در واقع خودم را داخل تاکسی انداختم. راننده گفت: آریاشهر دیگه؟ گفتم بله. مسافر بغلی پرسید اقای راننده مگه انقلاب نمی رید؟ گفت نه.

- آخه من برای انقلاب سوار شدم.

- منکه گفتم آریاشهر.

- ولی من نشنیدم.

خواست کرایه بدهد راننده نگرفت و پیاده شد. راننده تازه سر درد دلش باز شد. ای بابا این روزها همه حواسشون پرته. از بس گرفتاری دارن. یکی پول نداره، یکی تو خونه با خانمش مشکل داره. هر کسی یه جور گرفتاره. همین خود من. صبح دست عیال را گرفتم با بچه گذاشتمشون خونه باباش. دو ساله ازدواج کردیم دو بار طلاقش دادم. خانمی که بغل دست راننده نشسته بود و زیر لبی به صحبتهای راننده می خندید، نگاهی به او انداخت و با شوخی گفت. اِ؟ پس مواظب باشید سه بار نشه. بعد هم پرسید حالا چی شد که طلاقش دادید؟ هیچی. سر چیزای الکی. سر هیچی. سر هر چیزی به هم گیر می دیم. البته اون گیر می ده. خانم باز تکرار کرد: به هر حال گفته باشم. مواظب باش این دفعه طلاقش ندی

به میدان توحید رسیدیم. مسافر چهارم هم سوار شد. کمی جابجا شدم تا راحت سوار شود. طرف دیگر من خانمی نشسته بود که تا آن زمان ساکت بود. کمی که جلوتر رفتیم، گفت: اقای راننده به نظر من بهترین وضعیت اینه که زن و شوهر از هم دور باشن. اینجوری زندگیشون شیرین می شه. راننده گفت: ایول اینو درست گفتی. دوری و دوستی. خانمی که جلونشسته بود گفت: مگه می شه؟ خوب چه کاریه ازدواج کنن؟ از اول ازدواج نکنن. منکه اصلا معنی این حرفو نمی فهمم. خانم بغل دستی من جواب داد: ولی من یه نمونه شو سراغ دارم. یه زن و شوهری هستن. آقاهه تاجره و خانمه هم پزشکه. شش ماه شش ماه همدیگه رو نمی بینن. خانم جلویی گفت: نه دیگه این که اصلا زندگی نیست. اینا جدا بشن بهتره. اصلا برا چی ازدواج کردن؟ راننده گفت: آره دیگه. اینجوری که اصلا نمی شه. خانم کنار من ساکت شد. بعد از چند لحظه انگار که نتوانسته باشد در مقابل این حملات سکوتشو ادامه بده، یواش به من گفت: اون زن و شوهری که گفتم من و همسرم هستیم. من پزشکم اون هم تاجره. مرتب خارج از کشوره. یه دختر ۱۳ ساله هم داریم اونو گذاشتیم تو یه پانسیون تو فرانسه. داره درس می خونه. هیج دعوایی هم با هم نداریم. من می خوام پیاده شم. وقتی پیاده شدم، شما اینو بهشون بگو. بعد از اینکه پیاده شد، پیامش را منتقل کردم. تازه قضاوتها شروع شد. خانم جلویی گفت عجب آدم بی عاطفه ای بود. کسی که بچه شو تک و تنها بذاره تو یه کشور دیگه خوب زندگیشم همین می شه. راستی متوجه شدید، وقتی سوار شد داشت گریه می کرد. بعد می گه زندگیمون خیلی خوبه. راننده هم گفت.... تاکسی همچنان نفس زنان به سمت آریاشهر می رفت 

Posted by علی مرشدی زاد @ 7:47 |
کتاب علوم اجتماعی و انقلابها نوشته استن تیلور انتشار یافت. این به عنوان یک متن درسی در حوزه مطالعات انقلابها به بررسی نظریات مختلف انقلاب می پردازد.

مشخصات کتاب:

عنوان: علوم اجتماعی و انقلابها

نویسنده: استن تیلور

مترجم: علی مرشدی زاد

ناشر: دانشگاه شاهد

Posted by علی مرشدی زاد @ 20:28 |
 

کتاب تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از 11 سپتامبر انتشار یافت. این کتاب که گزارشی از سوی فدراسیون بین المللی حقوق بشر هلسینکی است به وضعیت مسلمانان در ۱۱ کشور اروپایی می پردازد.

مشخصات کتاب:

عنوان: تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از 11 سپتامبر

مترجم: علی مرشدی زاد

ناشر: پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات

Posted by علی مرشدی زاد @ 20:23 |
شعری از سهراب سپهری
سه شنبه پنجم خرداد 1388
جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود

به خدا ایمان آرید

به خدایی که به ما بیلچه داد

تا بکاریم نهال آلو

صندلی داد که رویش بنشینیم و به آواز قمر گوش دهیم

به خدایی که سماور را از عدم تا لب ایوان آورد

و به پیچک فرمود:

«نرده را زیبا کن»

Posted by علی مرشدی زاد @ 14:18 |
روشنفکران و انقلاب: نمونه ایران
شنبه پنجم اردیبهشت 1388
برای خواندن این مقاله اینجا را کلیک کنید
Posted by علی مرشدی زاد @ 14:32 |
مقاله من با عنوان مروری بر ایده های پست مدرنیستی و توسعه سیاسی را در اینجا ببینید.
Posted by علی مرشدی زاد @ 6:7 |
نوروز
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
مقاله ای در باب نوروز از سایت ایرانیکا: برای خواندن مقاله به این آدرس مراجعه کنید
Posted by علی مرشدی زاد @ 9:49 |
نوروز را نجات دهید
دوشنبه سوم فروردین 1388
یکی از سرمایه های ملتها آیینها و نمادهایی هستند که در طی تاریخ شکل گرفته اند و ملت یا ملتهایی بدانها پای بندند. یکی از بزرگترین آیینهایی که ملت ایران را به هم پیوند می دهد جشن باستانی نوروز است. نوروز از دیرباز توسط ایرانیان گرامی داشته شده و ایرانیان این روز بزرگ را جشن گرفته اند. گفته می شود نوروز روزی بوده است که جمشید پادشاه باستانی بر تخت سلطنت نشسته است. پادشاهان و حکومتهای بسیاری آمده و رفته اند ولی نوروز همچنان مانده است و ما نیز وظیفه داریم این عید با عظمت را برای آیندگان حفظ کنیم. قبلا در مقاله ای به اهمیت این عید و جایگاه آن در افزایش همبستگی ملت ایران اشاره کرده بودم و نوشته بودم که کمبودی در برگزاری این آیین در ایران وجود دارد و آن هم محصور شدن آن در درون خانه هاست. چندی پیش خبر رسید که دولت ترکیه ادعا کرده است نوروز جشنی ترکی است. ما ایرانیان افتخار می کنیم که دیگران نیز این روز را جشن بگیرند و بدین ترتیب این آیین به سراسر جهان گسترش یابد و جشنی بین المللی شود. چرا که این آیین با انطباقی که با تحول در طبیعت دارد چنین ظرفیتی را داراست. ولی از دیگر ملتها خواهش می کنیم ضمن استفاده از این آیین به اصطلاح «کپی رایت» را نیز رعایت کنند!!

سخنی نیز با خودمان!

باید بدانیم که ما کوتاه آمده ایم که دیگران پا پیش نهاده اند و به خود جرات داده اند «نوروز» را که نام آن فریاد می زند ایرانی است آیینی در اصل ترکی بنامند. راستی چرا این آیین را در درون خانه ها محصور کرده ایم؟ باید ترتیبی اتخاذ شود تا همانند ایرانیان باستان مردم در این روز بزرگ به کوچه و خیابان و به دشت و صحرا بیایند و این شادی را هلهله کنند. اگر دیر بجنبیم نوروز هر روز کم رنگ تر خواهد شد و آیندگان ما را نخواهند بخشید. این نوروز که گذشت. امید آنکه سیزده بدر امسال و نوروز سال آینده باشکوهتر از همیشه برگزار شود.      

Posted by علی مرشدی زاد @ 15:3 |

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته،باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه‌ی شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال زورگار

خوش به حال چشمه‌ها  و دشتها

خوش به حال لاله‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که  می‌خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه‌ی رنگین نمی‌پوشی به کام

باده‌ی رنگین نمی‌نوشی به جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه‌ی غم را به سنگ

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

Posted by علی مرشدی زاد @ 10:31 |
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چاپ سوم کتاب چرا انسانها شورش می کنند نوشته تد رابرت گر و ترجمه این جانب از سوی پژوهشکده مطالعات راهبردی انتشار یافت.

Posted by علی مرشدی زاد @ 20:36 |
 
اسلام از زمان شکل گیری خود همواره مشوّق علم بوده است. آیات و احادیث بسیاری در مدح علم و عالمان و جایگاه آنها آمده است که در این مقال چندان به اطناب سخن دربارۀ آنها نمی پردازیم و بدین سخن بسنده می کنیم که رسول خاتم (ص) فرمودند مداد العلماء افضل من دماء الشّهداء. مسلمانان طی دورۀ فتوحات خود به هر سرزمین جدیدی که وارد می شدند تعاملی فرهنگی- علمی را با آن سرزمین آغاز می کردند. آنان از یک سو دین جدیدی را همراه با دستوراتی در جهت سعادت دنیا و آخرت مردم با خود به ارمغان می آوردند و از سوی دیگر از پیشرفتهای علمی آن سرزمینهای جدید که نوعاً بر مردمان شبه جزیرۀ حجاز برتری داشت استفاده می کردند، تعاملی که استاد مرتضی مطهّری از نوع اسلامی- ایرانی آن به عنوان «خدمات متقابل اسلام و ایران» یاد می کند. در زمان حضرت محمّد (ص) عرب از خودش صنعتی نداشت، یا اگر داشت ناچیز بود، بعد از فتح سوریه و بین النهرین و مصر و ایران بود که هنرهای این ممالک را اقتباس کردند. ایرانیان بقایای تمدّن تلطیف شده و پرورده ای به اسلام تحویل دادند که بر اثر حیاتی که این مذهب در آن دمید جان تازه گرفت. تردیدی نیست که تمدّن ایرانی که توسّط مسلمانان فتح شد تمدّنی کهن بود و در این تمدّن و تمدّنهای مشابه آن سالها شیوه حکومتگری و علوم و هنرها نضج و رسوخ یافته بود. اداره کشور شاهنشاهی ایران که از بحر الجزایر تا رود سند و از اقیانوس هند تا خزر امتداد می یافت کار آسانی نبود و در گذشته هیچگاه حکمداری در مقابل چنان وظیفه سنگین واقع نشده بود که کوروش آن را شروع کرد و داریوش آن را ادامه داد. اینگونه سازمان کشورداری را که در خاورمیانه بلکه در تمام جهان متمدّن اوّلین بار به وجود آمد یکی از مراحل قابل توجّه تاریخ بشر توان شمرد.  از منابع صحف چینی به دست می آید که خلفای اموی از تمامی ولایات مفتوحه مصالح و استادانی را جلب می کردند و در بنای شهرها و قصرها و مساجد جدید مورد استفاده قرار می دادند. معرّق سازهای بیزانسی و سوریه ای برای تزیینات مساجد دمشق استخدام می شدند و تحت ریاست یک استاد ایرانی به کار می پرداختند. همچنین برای ابنیه در مکّه صنعتگرانی از مصر و قدس و دمشق آورده شدند و این استفاده از مصالح و عمله تا عصر عباسیان ادامه یافت. طبری نیز در تاریخ خود می گوید که برای بنای بغداد استادانی از سوریه و ایران و موصل و کوفه استخدام گشتند. با این ترتیب بتدریج یک اسلوب اسلامی که از دو منبع، عیسوی شرقی و ساسانی سرچشمه می گرفت به وجود آمد. ارتش اسلام در حالی که به سوی آسیای مرکزی و شمال آفریقا پیش می رفت و گسترش می یافت نه فقط مذهب تازه را همراه خود می برد، بلکه یک تمدّن جوان و در حال رشد را نیز با خود داشت. سوریه، بین النهرین و مصر همه در فرهنگ عربی (اسلامی) جذب شدند و تحلیل رفتند، زبان عربی زبان عادی و رسمی آنها شد، و از نظر نژادی نیز با اعراب به هم آمیختند و شبیه یکدیگر شدند. بغداد، دمشق و قاهره به مراکز بزرگ فرهنگ عربی (اسلامی) بدل شدند، و بر اثر جهش پر نیرویی که از تمدّن جدید به وجود آمده بود ساختمانهای زیبای بسیاری در آنها به پا گردید. 

ادامه مطلب
Posted by علی مرشدی زاد @ 21:5 |
کتاب سیاست در ایران منتشر شد
چهارشنبه یازدهم دی 1387

سياست در ايران 

سياست در ايران (گروه‌ها ، طبقات و نوسازي)

جیمز آلبن بیل

مترجم: علی مرشدی زاد

نشر اختران

Posted by علی مرشدی زاد @ 22:39 |

پیدایش نظریۀ هانتینگتون در تلاشهایی برای ابطال نظریه ای خام صورت گرفت که نوسازی های اقتصادی و اجتماعی را با ثبات سیاسی پیوند می داد و در دهه های 1950 و 1960 در محافل دولتی امریکا مطرح بود.[i] این نظریه از این ملاحظه آغاز می شود که دموکراسیهای باثبات ثروتمندترین، صنعتی ترین، شهری ترین، و تحصیلکرده ترین جوامع جهان هستند؛ جوامع سیاسی بی ثبات فقیرترین، کشاورزی ترین، روستایی ترین، و کم سوادترین جوامع هستند. این دیدگاه از این مطلب استنتاج می شود که برای فراهم آوردن شرایط اجتماعی و اقتصادی ای که آشکارا باعث حفظ دموکراسی در غرب شد، می توان با ترویج آنچه که به انحاء مختلف به عنوان «توسعۀ اقتصادی»،[ii] «رشد اقتصادی»،[iii] یا «نوسازی»،[iv] توصیف شده است دموکراسیهایی باثبات در کشورهای در حال توسعه به وجود آورد. بدین شیوه کشورهای در حال توسعه می توانستند از کمونیسم که، ادّعا می شد، در فقر و ناآگاهی رشد یافته و به موازات مسیر دموکراسی سبک امریکایی آغاز شده بود، نجات یابند. بدین ترتیب- بویژه طی دورۀ جنگ سرد- یکی از بخشهای اصلی سیاست خارجی امریکا ترویج نوسازی به عنوان «سدّی در مقابل کمونیسم بین الملل»[v] بود و مبالغ هنگفتی صرف کمک به کشورهای در حال توسعه ای شد که گمان می رفت در نقطۀ «جهش» صنعتی قرار دارند، تا بدین ترتیب توسعۀ اقتصادی آنها شتاب یابد و سپس آنها را به منزلت دموکراسیهای باثبات ارتقا بخشد.

 ادامه مطلب 

Posted by علی مرشدی زاد @ 23:54 |
ساموئل هانتینگتون درگذشت
یکشنبه هشتم دی 1387

ساموئل هانتینگتون (متولد ۱۸ آوریل ۱۹۲۷- درگذشته در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸) دانشمند سیاسی امریکایی است که به خاطر ارائه نظریه رویارویی تمدنها به شهرت رسید. شهرت آکادمیک وی پیش از آن به خاطر نظریات وی در باب رابطه میان ارتش و حکومت مدنی تحقیق وی در باب کودتا و تحلیل اخیر وی درباره تهدیدات به وجود آمده از مهاجرت بوده است.

هانتینگتون در شهر نیویورک متولد شد. وی در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه ییل مدرک کارشناسی گرفت در ارتش به خدمت پرداخت از دانشگاه شیکاگو مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت و از دانشگاه هاروارد موفق به دریافت مدرک دکتری شد و این دانشگاه جایی بود که وی در سن ۲۳سالگی تدریس در آن را آغاز کرده بود. وی از سال ۱۹۵۰ تا زمان مرگ خود عضو دپارتمان حکومت این دانشگاه بود. نخستین کتاب مهم وی سرباز ودولت: نظریه و سیاست روابط مدنی- نظامی نام داشت. که در زمان انتشار در سال ۱۹۵۷ بسیار بحث انگیز شد. اما امروزه آنکتاب به عنوان یکی از مهمترین کتابهای مربوط به رابطه نظامیان و غیر نظامیان شناخته می شود. وسدر دهه ۱۹۶۰ به خاطر انتشار کتاب سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی و به دلیل به چالش کشیدن نظریات عمده توسعه که مدعی بودند توسعه باعث دموکراسی خواهد شدبه اندیشمندی برجسته بدل شد. هانتینگتون به عنوان مشاور ارشد وزارت خارجه امریکادر سال ۱۹۶۸ ر مقاله ای مهم در مجله فارین افرز به حمایت از متمرکز ساختن جمعیت روستایی ویتنام به عنوان ابزاری برای منزوی ساختن ویت کنگها پرداخت. وی یکی از نویسندگان کتاب بحران دموکراسی: در باب حکومت پذیری دموکراسی ها بود. این کتاب گزارشی بود که در سال ۱۹۶۷ از سوی کمیته سه جانبه ارائه شد.وی طی سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ از سوی کاخ سفید به عنوان هماهنگ کننده برنامه ریزی امنیتی در شورای امنیت ملی حضور داشت.

هانتینگتون در دهه ۱۹۷۰ نظریه خود را به عنوان توصیه نامه ای برای تمامی دولتها اعم از دموکراتیک و دیکتاتوری ارائه کرد. او در سال ۱۹۷۲ با نمایندگان دولت مدیسی در برزیل ملاقات کرد و یک سال بعد گزارش خود را با عنوان «رویکردی به کاهش فشار سیاسی» منتشر کرد و در آن مقاله هشدار داد که آزادسازی بسیار سریع سیاسی می تواند مخاطره آمیز باشد و پیشنهاد داد که این آزادسازی به صورت تدریجی انجام شود و دولت حزبی نیرومندی همانند حزب انقلابی نهادی مکزیک این امر را عهده دار شود. برزیل بر اساس ایده وی پس از دوره ای طولانی در سال ۱۹۸۵ دموکراتیک شد.

هانتینگتون همواره از برزیل به عنوان یک موفقیت یاد می کرد. وی در سخنرانی خود در انجمن علوم سیاسی امریکا در سال ۱۹۸۸ به نقش خود در این فرایند دموکراتیزاسیون اشاره می کند و می افزاید که علوم سیاسی در ای فرایند نقشی معتدل ایفا کرد.

وی در سال ۱۹۹۳ با ارائه مقاله ای با عنوان «رویارویی تمدنها؟» در مجله فارین افرز موضوع بحث انگیزی را در عرصه روابط بین الملل مطرح کرد. توصیف وی درباره ژئوپولتیک بعد از جنگ سرد در مقابل دیدگاه پایان تاریخ مطرح شده از سوی فرانسیس فوکویاما قرار گرفت. هانتینگتون این مقاله را در سال ۱۹۹۶ در قالب کتابی با عنوان رویارویی تمدنها و بازسازی نظم نوین جهانی گسترش بخشید. این مقاله و کتاب این ایده را مطرح می کردند که به دلیل تفاوتهای فرهنگی (به جای ایدئولوژیک) منازعات زیادی در دوره بعد از جنگ سرد بروز خواهد کرد. جنگی که پیش از آن در دوره جنگ سرد احتمال می رفت بین بلوک سرمایه داری و بلوک کمونیست بروز کند اکنون احتمال دارد بین تمدنهای عمده جهان (غربی امریکای لاتین اسلامی چینی ارتدوکس هند ژاپنی و آفریقایی) بروز کند. منتقدان وی این نظریه را توجیهی برای اقدام امریکا علیه تمدنهای چین و اسلام قلمداد کردند.      

Posted by علی مرشدی زاد @ 23:23 |