
- آخه من برای انقلاب سوار شدم.
- منکه گفتم آریاشهر.
- ولی من نشنیدم.
خواست کرایه بدهد راننده نگرفت و پیاده شد. راننده تازه سر درد دلش باز شد. ای بابا این روزها همه حواسشون پرته. از بس گرفتاری دارن. یکی پول نداره، یکی تو خونه با خانمش مشکل داره. هر کسی یه جور گرفتاره. همین خود من. صبح دست عیال را گرفتم با بچه گذاشتمشون خونه باباش. دو ساله ازدواج کردیم دو بار طلاقش دادم. خانمی که بغل دست راننده نشسته بود و زیر لبی به صحبتهای راننده می خندید، نگاهی به او انداخت و با شوخی گفت. اِ؟ پس مواظب باشید سه بار نشه. بعد هم پرسید حالا چی شد که طلاقش دادید؟ هیچی. سر چیزای الکی. سر هیچی. سر هر چیزی به هم گیر می دیم. البته اون گیر می ده. خانم باز تکرار کرد: به هر حال گفته باشم. مواظب باش این دفعه طلاقش ندی
به میدان توحید رسیدیم. مسافر چهارم هم سوار شد. کمی جابجا شدم تا راحت سوار شود. طرف دیگر من خانمی نشسته بود که تا آن زمان ساکت بود. کمی که جلوتر رفتیم، گفت: اقای راننده به نظر من بهترین وضعیت اینه که زن و شوهر از هم دور باشن. اینجوری زندگیشون شیرین می شه. راننده گفت: ایول اینو درست گفتی. دوری و دوستی. خانمی که جلونشسته بود گفت: مگه می شه؟ خوب چه کاریه ازدواج کنن؟ از اول ازدواج نکنن. منکه اصلا معنی این حرفو نمی فهمم. خانم بغل دستی من جواب داد: ولی من یه نمونه شو سراغ دارم. یه زن و شوهری هستن. آقاهه تاجره و خانمه هم پزشکه. شش ماه شش ماه همدیگه رو نمی بینن. خانم جلویی گفت: نه دیگه این که اصلا زندگی نیست. اینا جدا بشن بهتره. اصلا برا چی ازدواج کردن؟ راننده گفت: آره دیگه. اینجوری که اصلا نمی شه. خانم کنار من ساکت شد. بعد از چند لحظه انگار که نتوانسته باشد در مقابل این حملات سکوتشو ادامه بده، یواش به من گفت: اون زن و شوهری که گفتم من و همسرم هستیم. من پزشکم اون هم تاجره. مرتب خارج از کشوره. یه دختر ۱۳ ساله هم داریم اونو گذاشتیم تو یه پانسیون تو فرانسه. داره درس می خونه. هیج دعوایی هم با هم نداریم. من می خوام پیاده شم. وقتی پیاده شدم، شما اینو بهشون بگو. بعد از اینکه پیاده شد، پیامش را منتقل کردم. تازه قضاوتها شروع شد. خانم جلویی گفت عجب آدم بی عاطفه ای بود. کسی که بچه شو تک و تنها بذاره تو یه کشور دیگه خوب زندگیشم همین می شه. راستی متوجه شدید، وقتی سوار شد داشت گریه می کرد. بعد می گه زندگیمون خیلی خوبه. راننده هم گفت.... تاکسی همچنان نفس زنان به سمت آریاشهر می رفت
مشخصات کتاب:
عنوان: علوم اجتماعی و انقلابها
نویسنده: استن تیلور
مترجم: علی مرشدی زاد
ناشر: دانشگاه شاهد
کتاب تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از 11 سپتامبر انتشار یافت. این کتاب که گزارشی از سوی فدراسیون بین المللی حقوق بشر هلسینکی است به وضعیت مسلمانان در ۱۱ کشور اروپایی می پردازد.
مشخصات کتاب:
عنوان: تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از 11 سپتامبر
مترجم: علی مرشدی زاد
ناشر: پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات

به خدا ایمان آرید
به خدایی که به ما بیلچه داد
تا بکاریم نهال آلو
صندلی داد که رویش بنشینیم و به آواز قمر گوش دهیم
به خدایی که سماور را از عدم تا لب ایوان آورد
و به پیچک فرمود:
«نرده را زیبا کن»
سخنی نیز با خودمان!
باید بدانیم که ما کوتاه آمده ایم که دیگران پا پیش نهاده اند و به خود جرات داده اند «نوروز» را که نام آن فریاد می زند ایرانی است آیینی در اصل ترکی بنامند. راستی چرا این آیین را در درون خانه ها محصور کرده ایم؟ باید ترتیبی اتخاذ شود تا همانند ایرانیان باستان مردم در این روز بزرگ به کوچه و خیابان و به دشت و صحرا بیایند و این شادی را هلهله کنند. اگر دیر بجنبیم نوروز هر روز کم رنگ تر خواهد شد و آیندگان ما را نخواهند بخشید. این نوروز که گذشت. امید آنکه سیزده بدر امسال و نوروز سال آینده باشکوهتر از همیشه برگزار شود.
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته،باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمهی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال زورگار
خوش به حال چشمهها و دشتها
خوش به حال لالهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامهی رنگین نمیپوشی به کام
بادهی رنگین نمینوشی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشهی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

چاپ سوم کتاب چرا انسانها شورش می کنند نوشته تد رابرت گر و ترجمه این جانب از سوی پژوهشکده مطالعات راهبردی انتشار یافت.
سياست در ايران (گروهها ، طبقات و نوسازي)
جیمز آلبن بیل
مترجم: علی مرشدی زاد
نشر اختران
پیدایش نظریۀ هانتینگتون در تلاشهایی برای ابطال نظریه ای خام صورت گرفت که نوسازی های اقتصادی و اجتماعی را با ثبات سیاسی پیوند می داد و در دهه های 1950 و 1960 در محافل دولتی امریکا مطرح بود.[i] این نظریه از این ملاحظه آغاز می شود که دموکراسیهای باثبات ثروتمندترین، صنعتی ترین، شهری ترین، و تحصیلکرده ترین جوامع جهان هستند؛ جوامع سیاسی بی ثبات فقیرترین، کشاورزی ترین، روستایی ترین، و کم سوادترین جوامع هستند. این دیدگاه از این مطلب استنتاج می شود که برای فراهم آوردن شرایط اجتماعی و اقتصادی ای که آشکارا باعث حفظ دموکراسی در غرب شد، می توان با ترویج آنچه که به انحاء مختلف به عنوان «توسعۀ اقتصادی»،[ii] «رشد اقتصادی»،[iii] یا «نوسازی»،[iv] توصیف شده است دموکراسیهایی باثبات در کشورهای در حال توسعه به وجود آورد. بدین شیوه کشورهای در حال توسعه می توانستند از کمونیسم که، ادّعا می شد، در فقر و ناآگاهی رشد یافته و به موازات مسیر دموکراسی سبک امریکایی آغاز شده بود، نجات یابند. بدین ترتیب- بویژه طی دورۀ جنگ سرد- یکی از بخشهای اصلی سیاست خارجی امریکا ترویج نوسازی به عنوان «سدّی در مقابل کمونیسم بین الملل»[v] بود و مبالغ هنگفتی صرف کمک به کشورهای در حال توسعه ای شد که گمان می رفت در نقطۀ «جهش» صنعتی قرار دارند، تا بدین ترتیب توسعۀ اقتصادی آنها شتاب یابد و سپس آنها را به منزلت دموکراسیهای باثبات ارتقا بخشد.
ساموئل هانتینگتون (متولد ۱۸ آوریل ۱۹۲۷- درگذشته در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸) دانشمند سیاسی امریکایی است که به خاطر ارائه نظریه رویارویی تمدنها به شهرت رسید. شهرت آکادمیک وی پیش از آن به خاطر نظریات وی در باب رابطه میان ارتش و حکومت مدنی تحقیق وی در باب کودتا و تحلیل اخیر وی درباره تهدیدات به وجود آمده از مهاجرت بوده است.
هانتینگتون در شهر نیویورک متولد شد. وی در سن ۱۸ سالگی از دانشگاه ییل مدرک کارشناسی گرفت در ارتش به خدمت پرداخت از دانشگاه شیکاگو مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت و از دانشگاه هاروارد موفق به دریافت مدرک دکتری شد و این دانشگاه جایی بود که وی در سن ۲۳سالگی تدریس در آن را آغاز کرده بود. وی از سال ۱۹۵۰ تا زمان مرگ خود عضو دپارتمان حکومت این دانشگاه بود. نخستین کتاب مهم وی سرباز ودولت: نظریه و سیاست روابط مدنی- نظامی نام داشت. که در زمان انتشار در سال ۱۹۵۷ بسیار بحث انگیز شد. اما امروزه آنکتاب به عنوان یکی از مهمترین کتابهای مربوط به رابطه نظامیان و غیر نظامیان شناخته می شود. وسدر دهه ۱۹۶۰ به خاطر انتشار کتاب سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی و به دلیل به چالش کشیدن نظریات عمده توسعه که مدعی بودند توسعه باعث دموکراسی خواهد شدبه اندیشمندی برجسته بدل شد. هانتینگتون به عنوان مشاور ارشد وزارت خارجه امریکادر سال ۱۹۶۸ ر مقاله ای مهم در مجله فارین افرز به حمایت از متمرکز ساختن جمعیت روستایی ویتنام به عنوان ابزاری برای منزوی ساختن ویت کنگها پرداخت. وی یکی از نویسندگان کتاب بحران دموکراسی: در باب حکومت پذیری دموکراسی ها بود. این کتاب گزارشی بود که در سال ۱۹۶۷ از سوی کمیته سه جانبه ارائه شد.وی طی سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ از سوی کاخ سفید به عنوان هماهنگ کننده برنامه ریزی امنیتی در شورای امنیت ملی حضور داشت.
هانتینگتون در دهه ۱۹۷۰ نظریه خود را به عنوان توصیه نامه ای برای تمامی دولتها اعم از دموکراتیک و دیکتاتوری ارائه کرد. او در سال ۱۹۷۲ با نمایندگان دولت مدیسی در برزیل ملاقات کرد و یک سال بعد گزارش خود را با عنوان «رویکردی به کاهش فشار سیاسی» منتشر کرد و در آن مقاله هشدار داد که آزادسازی بسیار سریع سیاسی می تواند مخاطره آمیز باشد و پیشنهاد داد که این آزادسازی به صورت تدریجی انجام شود و دولت حزبی نیرومندی همانند حزب انقلابی نهادی مکزیک این امر را عهده دار شود. برزیل بر اساس ایده وی پس از دوره ای طولانی در سال ۱۹۸۵ دموکراتیک شد.
هانتینگتون همواره از برزیل به عنوان یک موفقیت یاد می کرد. وی در سخنرانی خود در انجمن علوم سیاسی امریکا در سال ۱۹۸۸ به نقش خود در این فرایند دموکراتیزاسیون اشاره می کند و می افزاید که علوم سیاسی در ای فرایند نقشی معتدل ایفا کرد.
وی در سال ۱۹۹۳ با ارائه مقاله ای با عنوان «رویارویی تمدنها؟» در مجله فارین افرز موضوع بحث انگیزی را در عرصه روابط بین الملل مطرح کرد. توصیف وی درباره ژئوپولتیک بعد از جنگ سرد در مقابل دیدگاه پایان تاریخ مطرح شده از سوی فرانسیس فوکویاما قرار گرفت. هانتینگتون این مقاله را در سال ۱۹۹۶ در قالب کتابی با عنوان رویارویی تمدنها و بازسازی نظم نوین جهانی گسترش بخشید. این مقاله و کتاب این ایده را مطرح می کردند که به دلیل تفاوتهای فرهنگی (به جای ایدئولوژیک) منازعات زیادی در دوره بعد از جنگ سرد بروز خواهد کرد. جنگی که پیش از آن در دوره جنگ سرد احتمال می رفت بین بلوک سرمایه داری و بلوک کمونیست بروز کند اکنون احتمال دارد بین تمدنهای عمده جهان (غربی امریکای لاتین اسلامی چینی ارتدوکس هند ژاپنی و آفریقایی) بروز کند. منتقدان وی این نظریه را توجیهی برای اقدام امریکا علیه تمدنهای چین و اسلام قلمداد کردند.